دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

410

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

به قزوين به اين شهر اهميتى تازه بخشيد ، چون جاده‌هاى مهم و عمده جنوب شرق و جنوب غرب در آنجا به‌هم مىپيوستند . ازاينرو طبيعى بود كه شاه طهماسپ دستى به سروصورت آن بكشد . ليكن در مورد ميزان كار اوليه صفويان در مسجد جامع تا حدودى مبالغه شده است . در پوشش داخلى بدنه گنبدخانه ، نام سعد بن محمد كدوك ( در حدود سال 1375 م . در مسجد جامع يزد هم ذكر شده ) آمده و همين مىرساند كه اين قسمت زودتر از حتى تاريخ عمارت فوقانى گنبدخانه در اوايل سده دهم / شانزدهم ايجاد شده است . درواقع بناسازى عمده و تازه در مسجد اين دوره ، آشكارا به نوعى از چهارسوى كاذب محدود بوده كه در ضلع جنوب غربى است و حال آنكه طاقگان دو ايوان ، با خوشه‌هاى مقرنس تزيين شده‌اند . تزيين بخش عبادتگاه شامل ازاره‌اى از كاشيهاى فيروزه‌اى شش ضلعى قبل از صفويه و كتيبه موزائيك خشتى در سمت ايوان قبله با تاريخ 927 / 1525 است . امّا مهمترين بخش آن گچبرى منقور محراب آنست . در بخشهاى دوره نخستين صفوى در مسجد جامع ساوه از تزيين گچى به اندازه كافى بهره گرفته شده كه از محبوبيت و رواج آن حدود يك‌قرن‌ونيم مىگذشت . مهارت موجود در كتيبه‌هاى رقاع اين محراب ، نشان مىدهد كه تلاش براى احياى اين فن مطلق غيرعاقلانه بوده است . محرابهاى گچى سلجوقى و ايلخانى كه نمونه‌هايى از آن در اين مسجد پيدا شده ، پيكره‌وار هستند و از سطوح مختلف كنده‌كارى بهره گرفته‌اند . اين محراب در مقايسه با آنها ، نوع گچبرى معرق را به نمايش گذاشته كه اساسا در موزائيك‌هاى خشت و جلدهاى كتابها به كار مىرفت . در نزديكى مسجد ميدان كه كتيبه‌هاى آن داراى تاريخ 916 / 1510 و 924 / 1518 است و مىرساند كه در دوره صفوى مرمت شده ، محراب مشابهى ، شايد از آثار همان هنرمند ، بدست آمده است . « 1 » در ميان آثار پراكنده دوره شاه اسماعيل يك عمارت ديگر هم درخور تحليل و بررسى است : بقعه شيخ جبرائيل ( پدر شيخ صفى ) در كلخوران نزديك اردبيل . با اينكه اين عمارت تاريخ ندارد ، ولى همگان برآنند كه از آن اوايل سده دهم / شانزدهم است ، چون سبك و تزيين آن به دوره مابعد تيمورى تعلق دارد ، درحاليكه مرمت نهايى آن از كارهاى شاه عباس اول به تاريخ 1 - 1030 / 2 - 1620 است . اين عمارت را طبيعتا مىتوان يكى از نخستين محصولات لاينقطع علاقه شاهان صفوى به اردبيل دانست كه آرامگاه شيخ صفى و متعلقات آن از بازتابهاى ديگر اين علاقه در مقام نوعى زيارتگاه سلطنتى بود . در اينجا شكل و كردوكار مرقد ، هردو قابل توجه هستند . شكل آن بطوركلى شبيه چهار طاقىهاى عظيم تيموريان در ماوراء النهر مخصوصا مسجد

--> ( 1 ) - گدار « مساجد كهن » ، صص 8 - 85 . پوپ در SPA ، صص 7 - 1166 ، شماره‌هاى 15 - 414 و 591 و تصوير 460 .